
سلام خوش اومدی!این جا رو ساختم فقط واسه اینکهیه پناهگاه داشته باشمیه مامن آرامش یه جایی که بتونهحالم رو خوب کنه تو یه دنیای دیگه که حرفای نگفتمو بگم که چیزی رو دلم سنگینی نکنه که خودم رو سبک کنمکه با نوشتن جمله هاش و به اشتراک گذاشتنشون غم هاموشادی هاموغصه هامولذت بردنامواشک ریختناموو خلاصه هر احساس دیگه ایی رو با بقیه تقسیم کنمچون معتقدم کهتقسیم کردن شادی شادی رو دو برابر می کنه وتقسیم کر...
ادامه مطلب
چشمانش پر بود از نگرانی و ترسلبانش می لرزید گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر - سلام کوچولو .... مامانت کجاست ؟نگاهش که گره خورد در نگاهم بغضش ترکید قطره های درشت اشکش , زلال و و بی پروا چکید روی گونه اش ...
ادامه مطلب