
سلام خوش اومدی!این جا رو ساختم فقط واسه اینکهیه پناهگاه داشته باشمیه مامن آرامشیه جایی که بتونهحالم رو خوب کنهتو یه دنیای دیگهکه حرفای نگفتمو بگمکه چیزی رو دلم سنگینی نکنهکه خودم رو سبک کنمکه با نوشتن جمله هاشو به اشتراک گذاشتنشونغم هاموشادی هاموغصه هامولذت بردنامواشک ریختناموو خلاصه هر احساس دیگه ایی روبا بقیه تقسیم کنمچون معتقدم کهتقسیم کردن شادیشادی رو دو برابر می کنه وتقسیم کردن غمغم رو نصف م...
ادامه مطلب
سلام خوش اومدی!این جا رو ساختم فقط واسه اینکهیه پناهگاه داشته باشمیه مامن آرامشیه جایی که بتونهحالم رو خوب کنهتو یه دنیای دیگهکه حرفای نگفتمو بگمکه چیزی رو دلم سنگینی نکنهکه خودم رو سبک کنمکه با نوشتن جمله هاشو به اشتراک گذاشتنشونغم هاموشادی هاموغصه هامولذت بردنامواشک ریختناموو خلاصه هر احساس دیگه ...
ادامه مطلب
یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس میگذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما میتوانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید...قاعدتاً این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد....
ادامه مطلب
توي كشوري يه پادشاهي زندگي ميكرد كه خيلي مغرور ولي عاقل بود يه روز براي پادشاه يه انگشتر به عنوان هديه آوردند ولي رو نگين انگشتر چيزي ننوشته بود و خيلي ساده بود شاه پرسيد اين چرا اين قدر ساده است ؟چرا چيزي روي آن نوشته نشده است ؟ فردي كه آن انگشتر را آوره بود گفت: من اين را آورده ام تا شما هر آنچه كه ميخواهيد روي آن بنويسيدشاه به فكر فرو رفت كه چه چيزي بنويسد كه لايق شاه باشد و چه جمله اي به او پند ميدهد؟...
ادامه مطلب